ابوالقاسم رادفر
مقدمه 38
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )
تاريخ ولادته عليه السلام يوم الجمعه به اول روز * گشت از رخ او جهان چو نوروز از روز شده سه ساعت و نيم * كافروخت فروغ او اقاليم چون سيزده از رجب برآمد * آن شاه جهان ز مادر آمد در سيزده سال عام فيل است « 1 » * تاريخ جهان از آن قتيل است موضع ولادته عليه السلام در كعبه بزاد آن جهاندار * آن جفت بتول و شير كرار در كعبه چو او كسى نزاده * اين منزلتش خداى داده گويند على ز كعبه بو يافت * خود كعبه ازو فضيلتى يافت اسم امه عليه السلام از فاطمه دختر اسد زاد * كو هاشمى است پاك و آزاد از عبد مناف داشت انساب * موصوف به اوليا و اصحاب مستوره كزين جهان بپرداخت * از پيرهنش نبى كفن ساخت با پيرهن نبىست در خاك * آن جوهر فرد و گوهر پاك ذكر اولاده عليه السلام اولاد بنين و از بناتش * اسماى همه مخدّراتش هر يك ز كدام مادر آمد * وز جمله كدام بر سر آمد از فرد كه ماند و با كه شد جفت * يك يك ز ره ادب توان گفت اولاده من فاطمه عليها السلام از فاطمه داشت چار گوهر * بعد از حسن و حسين دو دختر آن هر دو به زينباند موسوم * بودست كنيه ام كلثوم ساير ولده از دختر جعفرش ، محمد * بو القاسم پاك دين چو احمد خوله ست نشان و نام مادر * قيسش جدهست و باب جعفر كو را حنفيه خواندندى * بر ديدهء جان نشاندندى ساير ولده عليه السلام عبد اللّه و جعفرست و عثمان * عباس نخست اوست را خوان
--> ( 1 ) . عبارت چنين است . تولد امير مؤمنان در سال سىام عام الفيل يا سالى پيش از آن بوده است .